الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

123

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

آنها مىپرسم كه كيستيد ؟ آنها مرا از ياد مىبرند و مىگويند : ما اهل توحيد از عرب هستيم . پس مىگويم : من احمد پيامبر عرب و عجم هستم . آنها مىگويند : ما از امّت تو هستيم اى احمد ! به آنها مىگويم پس از من با اهل و عترتم و با كتاب پروردگارم چگونه رفتار نموديد ؟ آنان مىگويند : كتاب را ضايع و پاره پاره نموديم و اما عترت تو را بر آن بوديم تا آنها را از روى زمين برداريم . پس ، از آنان روى خود را مىگردانم و آنان تشنه‌كام و رو سياه بر مىگردند . ( 1 ) سپس پرچم ديگرى بر من وارد مىشود كه از پرچم نخست سياهتر باشد . به آنها مىگويم شما كيستيد ؟ آنها مانند گروه قبلى مىگويند : ما از اهل توحيد هستيم ، ما امت تو هستيم . به آنان مىگويم پس از من با ثقلين اصغر و اكبر ، با كتاب خدا و با عترتم چگونه رفتار نموديد ؟ مىگويند : با ثقل اكبر ، مخالفت نموديم و ثقل اصغر را فرو گذاشتيم و آنان را در همه حال تار و مار نموديم . به آنها مىگويم از نزد من دور شويد . آنان تشنه‌كام و رو سياه مىروند . ( 2 ) سپس پرچم ديگرى بر من وارد مىشود كه نور افشانى مىنمايد . به آنان مىگويم ! شما كيستيد ؟ مىگويند : ما كلمهء توحيد هستيم . ما امت محمّديم و ما باقيماندگان اهل حق مىباشيم كه كتاب پروردگارمان را برگرفتيم و حلال آن را حلال و حرامش را حرام دانستيم و ذريّهء پيامبرمان محمد صلّى اللّه عليه و آله را دوست داشتيم و آنها را يارى نموديم به آنچه خودمان را يارى كرديم ، همراه آنان جنگيديم و با مخالفانشان نبرد كرديم . پس من به آنها مىگويم : مژده باد شما را كه من پيامبرتان محمد هستم ! شما در سراى دنيا آن‌گونه بوديد كه خود توصيف نموديد . سپس به آنان از حوض خود مىنوشانم و آنها سيراب مىروند . همانا جبرئيل مرا باخبر ساخته كه امتم فرزندم حسين را در سرزمين كرب و بلا مىكشند كه لعنت خدا بر كشنده و فروگذارندهء او تا پايان روزگار باد . . . » .